از تبار خورشید...

دلنوشته های دخترکی از تبار خورشید

کودکی

گاهی دلت از سن و سالت می گیرد

میخواهی کودک باشی 

کودکی که به هر بهانه ای به آغوش غمخواری پناه میبرد و آسوده اشک میریزد

بزرگ که باشی باید بغض های زیادی را بیصدا دفن کنی....




I miss my childhood + 

۶
01 May 21:27 ناشناس
امان از این بغض ها، که چندیست در گلویم بی رحمانه خانه کرده..
و وقتی در چشمانش می‌نگرم بدتر میشود.....

....

01 May 22:12 ح. شریفی
" کودکی " حرف دل من بود

:)کاش میشد یکبار دیگر کودکی رو تجربه کرد...

02 May 00:53 حوا ...
بخند عزیزم :)

^__^❤️❤️

02 May 09:28 ❄️Ice girl❄️
هعییی بزرگ ترین حماقت بچه گیامون این بود که ارزو میکردیم زود بزرگ شیم فکر میکردیم بزرگی چیز  خوبیه :(((((

:( قدر ندونستیم:(((

02 May 09:32 میم . الف
وای دقیقاً دقیقاً ... :'(

هعیی:(

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
زندگی آب روان است روان میگذرد
هرچه اقبال منو توست همان میگذرد....
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان